هشدار ریسک: این محتوا صرفاً آموزشی است و مشاوره مالی شخصی نیست. برای آگاهی از سلب مسئولیت کامل، کلیک کنید.
نسبت اهرمی به بررسی سلامت مالی یک کسب و کار کمک می کند و ابزاری است برای مدیریت ریسک در بازارهای پر ریسک مالی. این نسبت نشان می دهد که چند درصد از کل دارایی های یک شرکت متعلق به طلبکاران است و چه مقدار از آن واقعا به سهامداران تعلق دارد. نسبت اهرمی شاخصی برای اندازه گیری ریسک ورشکستگی خواهد بود.

یادم می آید که زمانی در تالار شیشه ‌ای بورس تهران به صورت های مالی شرکت های بزرگ سیمانی و فولادی نگاه می کردم و همیشه یک سوال کلیدی در ذهن داشتم: این شرکت با پول خودش کار می کند یا با پول دیگران؟ پاسخ به این سوال دقیقا همان چیزی است که مرز بین یک سرمایه گذاری هوشمندانه و یک قمار خطرناک را مشخص می کند. در ادبیات مالی، ما ابزاری دقیق و کارآمد داریم که نشان می دهد یک شرکت تا چه اندازه به بدهی تکیه کرده است و آیا توانایی بازپرداخت تعهداتش را در روزهای سخت اقتصادی دارد یا خیر.

این ابزار حیاتی همان نسبت اهرمی است که مانند یک ذره بین قوی، ساختار سرمایه شرکت را برای تحلیل گران و سرمایه گذاران شفاف می سازد. اگر بخواهم ساده بگویم نسبت اهرمی چیست باید بگویم این نسبت ابزاری است که نشان می دهد چه بخشی از دارایی های یک شرکت از طریق بدهی و استقراض تامین شده است و ریسک مالی آن بنگاه اقتصادی دقیقا در چه سطحی قرار دارد.

نسبت اهرمی چیست؟

وقتی از اهرم در فیزیک صحبت می کنیم، منظورمان ابزاری است که با نیروی کم، وزنه ای سنگین را جابجا می کند؛ در دنیای مالی و سرمایه گذاری نیز مفهوم اهرم دقیقا همین کارکرد را اما با کمی تفاوت در اجرا و پیامدها دارد. نسبت اهرمی در واقع مجموعه ای از شاخص های مالی است که به ما می گوید یک شرکت برای خرید دارایی ها، راه اندازی خطوط تولید یا توسعه کسب و کار خود، چقدر از منابع خارجی مثل وام بانکی یا انتشار اوراق قرضه استفاده کرده است. تصور کنید شرکتی می خواهد یک معدن طلا بخرد؛ اگر تمام پول را از جیب سهامداران بدهد، اهرم آن صفر است، اما اگر نیمی از پول را وام بگیرد، از اهرم مالی استفاده کرده است تا با سرمایه کمتر، دارایی بزرگتری را تحت کنترل خود درآورد و این هنر استفاده از پول دیگران است.

نکته ای که به عنوان یک تحلیل گر بازار همیشه بر آن تاکید دارم این است که بالا بودن نسبت اهرمی لزوما چیز بدی نیست و نباید از آن ترسید، بلکه نحوه مدیریت آن اهمیت دارد. در اقتصادهای تورمی مثل اقتصاد ما، شرکت هایی که بدهی های ریالی با نرخ بهره ثابت دارند و دارایی هایی مثل طلا یا کالا می خرند که با تورم رشد می کند، می توانند از این اهرم به نفع سهامداران استفاده کنند و سودهای کلان بسازند. با این حال، روی دیگر سکه این است که اگر شرکت نتواند سود کافی بسازد، همین بدهی ها مانند یک طناب دار بر گردن شرکت می افتند و آن را به سمت ورشکستگی می کشانند؛ بنابراین نسبت های اهرمی در واقع سنجه ای برای اندازه گیری ریسک ورشکستگی و توانایی شرکت در عمل به تعهدات بلندمدت و میان مدت هستند که هر سرمایه گذاری باید پیش از خرید سهام آن ها را بررسی نماید.

چرا از نسبت اهرمی استفاده می‌کنیم؟

استفاده از نسبت های اهرمی به ما کمک می کند تا تصویری سه بعدی و واقعی از سلامت مالی یک کسب و کار داشته باشیم و فریب سودهای ظاهری و کوتاه مدت را نخوریم. تحلیل گران حرفه ای، مدیران مالی و اعتباردهندگان از این نسبت ها استفاده می کنند تا بفهمند آیا مدیریت شرکت در حال بندبازی روی طناب بدهی است یا ساختار سرمایه ای مستحکم و قابل اتکا بنا کرده است. در ادامه کاربرد نسبت اهرمی و سرمایه گذاری را در دو حوزه بسیار مهم یعنی تحلیل شرکت ها و ارزیابی های بانکی با جزئیات بیشتر بررسی خواهیم کرد تا دید روشن تری پیدا کنید.

بیشتر بخوانید: چطور یک سرمایه گذاری کم ریسک و پر بازده داشته باشیم؟

کاربرد نسبت اهرمی در شرکت ها

مدیران ارشد شرکت ها و سهامداران عمده از نسبت های اهرمی به عنوان یک قطب نما برای تنظیم استراتژی های تامین مالی خود بهره می برند تا تعادل بهینه ای میان بدهی و حقوق صاحبان سهام ایجاد نمایند. وقتی شرکتی تصمیم می گیرد طرح توسعه جدیدی را آغاز کند، باید بداند که آیا ظرفیت استقراض بیشتر را دارد یا اینکه دریافت وام جدید ریسک مالی را به نقطه غیرقابل بازگشت می رساند. علاوه بر این، بدهی در بسیاری از ساختارهای مالیاتی به عنوان سپر مالیاتی عمل می کند زیرا هزینه بهره از درآمد مشمول مالیات کسر می شود؛ بنابراین شرکت ها با استفاده هوشمندانه از نسبت های اهرمی تلاش می کنند تا با افزایش بدهی کنترل شده، بازده حقوق صاحبان سهام را به شکل مصنوعی و مهندسی شده بالا ببرند و ارزش شرکت را در بازار افزایش دهند.

استفاده از نسبت اهرمی در بانک ها

بانک ها و موسسات مالی پیش از آنکه حتی یک ریال به شرکتی وام بدهند، پرونده آن را زیر اشعه ایکس نسبت های اهرمی قرار می دهند تا از بازگشت سرمایه خود اطمینان حاصل کنند. کارشناسان اعتباری بانک با بررسی دقیق این نسبت ها متوجه می شوند که آیا شرکت متقاضی وام، در حال حاضر زیر بار بدهی های سنگین کمر خم کرده است یا هنوز فضای خالی برای ایجاد تعهدات جدید دارد. اگر نسبت های اهرمی یک شرکت نشان دهد که دارایی ها عمدتا از محل بدهی تامین شده اند، بانک ها یا از پرداخت وام خودداری می کنند یا نرخ بهره بسیار بالاتری را طلب می کنند تا ریسک نکول احتمالی را پوشش دهند؛ بنابراین برای بانک ها، این نسبت ها خط قرمزی است که امنیت سپرده های مردم و پایداری سیستم بانکی را تضمین می کند.

بیشتر بخوانید: بهترین استراتژی های مدیریت ریسک

بررسی انواع نسبت اهرمی + فرمول ها

در جعبه ابزار تحلیل بنیادی، چندین نوع نسبت اهرمی وجود دارد که هر کدام زاویه ای خاص از وضعیت بدهی های شرکت را روشن می کنند و در ادامه مهم ترین آن ها را بررسی می کنیم.

انواع نسبت اهرمی

نسبت بدهی

این نسبت یکی از کلی ترین و در عین حال اساسی ترین معیارهاست که نشان می دهد چند درصد از کل دارایی های یک شرکت متعلق به طلبکاران است و چه مقدار از آن واقعا به سهامداران تعلق دارد. وقتی می گویم نسبت بدهی یک شرکت ۶۰ درصد است، یعنی از هر ۱۰ میلیارد تومان دارایی که در کارخانه می بینید، ۶ میلیارد تومان آن بدهی به دیگران است و این شرکت ریسک نسبتا بالایی دارد.

تحلیل گران محافظه کار به شرکت هایی با نسبت بدهی پایین تر علاقه دارند چون در دوران رکود اقتصادی، این شرکت ها کمتر تحت فشار طلبکاران قرار می گیرند و ثبات بیشتری دارند. محاسبه این نسبت بسیار ساده است و کافی است کل بدهی های جاری و غیرجاری را بر کل دارایی ها تقسیم کنید تا درصد وابستگی به وام مشخص شود.

فرمول نسبت بدهی:
نسبت بدهی=کل دارایی ها / کل بدهی ها

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام

این نسبت که مورد علاقه شخصی من در تحلیل های بازار طلا و سهام است، مستقیماً قدرت طلبکاران را در برابر قدرت سهامداران قرار می دهد و ساختار مالکیت را به چالش می کشد. اگر این نسبت عدد ۱ را نشان دهد، یعنی به ازای هر یک تومانی که سهامداران سرمایه گذاری کرده اند، شرکت یک تومان هم وام گرفته است و ریسک و بازده بین آن ها تقسیم شده است.

در صنایعی که نیاز به سرمایه گذاری سنگین دارند (مثل پتروشیمی ها)، بالا بودن این نسبت تا حدی طبیعی است، اما اگر این عدد بدون توجیه منطقی بالا رود، نشان دهنده این است که شرکت با پولی که ندارد در حال تجارت است. برای محاسبه دقیق، باید کل بدهی ها را بر مجموع حقوق صاحبان سهام تقسیم کنید تا وضعیت اهرم مالی شفاف شود.

فرمول نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام:
نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام=حقوق صاحبان سهام / کل بدهی ها

نسبت مالکانه

نسبت مالکانه دقیقا روی دیگر سکه نسبت بدهی است و به ما نشان می دهد که سهامداران مالک چند درصد از کل دارایی های شرکت هستند و چقدر روی بیزنس خودشان تسلط دارند. هر چقدر این نسبت به عدد ۱۰۰ درصد نزدیک تر باشد، یعنی شرکت مستقل تر است و کمتر زیر بار منت بانک ها و طلبکاران رفته است که این نشانه ای از استقلال مالی و ریسک پایین ورشکستگی است.

سرمایه گذارانی که به دنبال حاشیه امن هستند و استراتژی های کم ریسک را دنبال می کنند، سهم هایی را انتخاب می کنند که نسبت مالکانه بالایی دارند چون در روزهای طوفانی بازار، این شرکت ها غرق نمی شوند. برای به دست آوردن فرمول نسبت اهرمی مالکانه، کافی است حقوق صاحبان سهام را بر کل دارایی ها تقسیم نمایید.

فرمول نسبت مالکانه:
نسبت مالکانه=کل دارایی ها / حقوق صاحبان سهام

نسبت پوشش بهره

این نسبت کمی با موارد قبلی فرق دارد و به جای بررسی اصل بدهی، تمرکز خود را روی توانایی شرکت در پرداخت هزینه های بهره وام ها می گذارد که بسیار حیاتی است. این شاخص به ما می گوید که سود عملیاتی شرکت چند برابر هزینه های بهره ای است که باید به بانک ها بپردازد و آیا نفس شرکت برای پرداخت اقساط باز است یا خیر.

اگر این نسبت زیر ۱.۵ باشد، زنگ خطر بلندی برای تحلیل گران به صدا در می آید، چون نشان می دهد شرکت تمام سودی را که می سازد باید دو دستی تقدیم بانک کند و چیزی برای سهامدار و توسعه باقی نمی ماند. فرمول محاسبه آن از تقسیم سود قبل از بهره و مالیات بر هزینه بهره به دست می آید.

فرمول نسبت پوشش بهره:
نسبت پوشش بهره=هزینه بهره / سود قبل از بهره و مالیات (EBIT)

نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی ثابت

در کلاس های تحلیل بنیادی همیشه به دانشجویانم تاکید می کنم که قبل از هر چیز ببینند آیا سند کارخانه به نام سهامداران است یا در رهن بانک قرار دارد. این نسبت دقیقا همین موضوع حیاتی را برای ما روشن می کند و نشان می دهد که آیا سرمایه امن و بدون بهره سهامداران برای خرید دارایی های ثابت و مشهود مثل زمین، ساختمان و ماشین آلات صرف شده است یا خیر.

وقتی حاصل این فرمول عدد یک یا بیشتر را نشان دهد، خیال ما راحت می شود که شرکت ساختار بسیار مستحکمی دارد و حتی اگر فردا بانک ها وام ندهند، زیرساخت اصلی تولید متعلق به خود شرکت است و خطری آن را تهدید نمی کند. اما اگر این نسبت زیر یک باشد، یعنی شرکت برای خرید تجهیزات و ساختمان خود هم بدهکار است و بخشی از دارایی های فیزیکی عملاً متعلق به طلبکاران می باشد که این موضوع ریسک نقدینگی را در شرایط بحرانی افزایش می دهد.

فرمول نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی ثابت:
نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی ثابت=دارایی های ثابت (مشهود) / حقوق صاحبان سهام

نسبت بدهی بلند مدت

بسیاری از سرمایه گذاران تازه کار همه بدهی ها را به یک چشم می بینند، اما من به عنوان کسی که سال ها در بازار بوده ام معتقدم که جنس بدهی بلندمدت با بدهی جاری کاملا متفاوت است. این نسبت به طور تخصصی روی آن بخش از وام ها و تعهداتی تمرکز می کند که سررسید آن ها بیشتر از یک سال است و برای طرح های توسعه ای بزرگ اخذ شده اند.

کاربرد اصلی این نسبت این است که به ما می گوید چه بخشی از ساختار سرمایه شرکت به وام های بلندمدت وابسته است و آیا شرکت توانایی مدیریت این تعهدات را در افق چند ساله دارد یا خیر. اگر این نسبت پایین باشد، نشان دهنده ثبات مالی عالی است، اما اگر بیش از حد بالا رود، یعنی شرکت آینده خود را پیش فروش کرده است و سودهای سال های بعد باید صرف بازپرداخت اصل و فرع این وام ها شود که این موضوع جلوی رشد قیمت سهام را می گیرد.

فرمول نسبت بدهی بلند مدت:
نسبت بدهی بلند مدت=کل دارایی ها / بدهی های بلند مدت

در نهایت؛ نقش نسبت های اهرمی چقدر حیاتی است؟

در پایان باید بگویم که نسبت های اهرمی در دنیای سرمایه گذاری نه سیاه مطلق هستند و نه سفید مطلق، بلکه ابزارهایی خاکستری برای مدیریت ریسک در بازارهای پرنوسان محسوب می شوند. به عنوان کسی که سال ها نبض بازار را گرفته است، توصیه می کنم هرگز تنها به یک عدد اکتفا نکنید و همیشه نسبت های اهرمی را در کنار نوع صنعت و شرایط تورمی کشور تحلیل نمایید تا تصمیمات پخته تری بگیرید. شرکت هایی که اهرم مالی بالایی دارند شاید در دوران رونق سودهای رویایی بسازند، اما فراموش نکنید که در دوران رکود همین اهرم می تواند آن ها را با سرعت بیشتری به زمین بزند. هنر شما به عنوان یک سرمایه گذار هوشمند این است که تعادل میان حرص برای سود بیشتر و ترس از دست دادن سرمایه را با کمک این نسبت ها پیدا کنید.

نظریه وارن بافت اسطوره سرمایه گذاری در مورد نسبت اهرمی هم زیبا و خواندنی است:

من افراد زیادی را دیده‌ام که به خاطر الکل و اهرم (پول قرضی) شکست خورده‌اند. شما در این دنیا واقعا نیاز زیادی به اهرم ندارید. اگر باهوش باشید، بدون قرض گرفتن هم پول زیادی به دست خواهید آورد.

این مطلب صرفاً جنبه آموزشی و اطلاع‌رسانی دارد و نباید به عنوان توصیه مالی یا حقوقی تلقی شود.

توجه مهم: محتوای ارائه شده در این مقاله/وبلاگ صرفاً با هدف اطلاع‌رسانی و آموزشی تولید شده است و به هیچ عنوان نباید به عنوان مشاوره مالی، حقوقی یا سرمایه‌گذاری شخصی تلقی شود. تمامی اطلاعات بر اساس داده‌های موجود در زمان انتشار جمع‌آوری شده‌اند و هرگونه اقدام مالی بر اساس اطلاعات این مقاله، کاملاً بر عهده کاربر است. توصیه اکید می‌شود قبل از هر تصمیم، با مشاور مالی دارای مجوز مشورت کنید.

Avatar
مانی حمزه زاده

تحلیلگر بازار و نویسنده ارشد تیم محتوا هستم که مأموریتم پایش مستمر نبض اقتصاد و تدوین گزارش‌های مالی است. می‌کوشم تا با ارائه تحلیل‌های دقیق، به کاربران کمک کنم در تلاطم‌های اقتصادی، مسیری امن و پرسود را برای سرمایه‌گذاری انتخاب کنند.

سوالات متداول

آیا بالا بودن نسبت اهرمی همیشه نشانه بدی برای یک شرکت بورسی است؟ +

خیر، اگر شرکت در صنعتی پر سود باشد و نرخ بازدهی دارایی هایش از نرخ بهره وام بیشتر باشد، اهرم بالا باعث افزایش سود سهامداران می شود.

بهترین عدد برای نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام چقدر باید باشد؟ +

عدد طلایی ثابتی وجود ندارد، اما نسبت بین ۰.۵ تا ۱.۵ متعادل است و بالاتر از ۲ نشان دهنده ریسک بسیار زیاد در ساختار سرمایه است.

تفاوت اصلی نسبت مالکانه با نسبت بدهی در تحلیل بنیادی چیست؟ +

نسبت بدهی تمرکزش روی سهم طلبکاران از دارایی هاست، اما نسبت مالکانه دقیقا برعکس آن، سهم و مالکیت واقعی سهامداران از شرکت را نشان می دهد.

بدون دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *